پارت بیست و سوم :

مسعود خندید و گفت: «نه کاش اون بود.تو به شدّت توی خواب تکون می‌خوری و لگد می‌زنی! هر وقت کنار تو خوابیدم پَک و پهلو واسم نموند.»
سورن با خوشحالی گفت: «یعنی منم یه زمانی تو رو کتک زدم؟»
مسعود: «متأسفانه.در واقع وقتی سوزوندمت داشتم تلافی می‌کردم پس لازم نیست دیگه باهات مهربون باشم.»
سورن: «کتکی که من زدم غیرعمد بوده.حتی واسه قتل غیرعمد هم آدمو اعدام نمی‌کنن،کتک غیرعمد که دیگه ا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نرگس

    0

    گند زدی ابم قطعه بهراد جان

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️