ناجوری به قلم مهدیه فیروزی
پارت دوازده :
صدای بسته شدن در اتاق رامی باعث شد رازان به عقب بازگردد و قصد کند با خروج از سالن به سراغ او برود؛ اما ناتوان از حرفی به بانو نزدن، عصبی به عقب بازگشت و رو به او نبض عصبی سرش را به رشتهکلامی مبدل ساخت.
- تمومش کن بانو، این رفتارت رو بعد از بیستسال تموم کن!
گرچه آرامش نکرد؛ اما همین هم برایش کافی چون به خوبی میدانست بهمثال میخ کوفتن در سنگ بود نصیحت کردن مادرش. گام نهاد
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
دلت میاد؟ بچم هومن
۵ ماه پیشFatemeh
2و منی که منتظر یه حرکت از طرف جلاد چشم ابیمممممم من چرا باید آخه روش کراش بزنممم؟؟😭😭😭
۶ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
چرا نزنی؟!😁
۶ ماه پیشنفس
1من نمی دونم تواین خونه که هیچ حس خوب زندگی جریان نداره هومن چرا همش می خنده درحالی که چیز خنده داری نیست
۷ ماه پیشنفس
0البته خوبه که روحیش رو هنوز نباخته واز این خانواده جداست
۷ ماه پیشاکرم بانو
0وای پرستیژ هومن لب حوض😍😍😍😍
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

هستی
1دوست دارم رازان و هومن رو شیپ کنم ولی گویا هومن خان چشمش به رامی و البته به حس یکم بدی هم به هومن دارم نمی دونم چرا