هیچ کسان 4 (ریونیز) به قلم sober
پارت هجده :
من و سورن بابت وقتی که برامون گذاشته بود ازش تشکر کردیم و بعد از خداحافظی از خونه بیرون اومدیم.صاحبخونه توی ساختمون موند تا چراغها رو خاموش کنه.وارد جادهی باریکی شدیم که به در حیاط منتهی میشد.بالأخره به در حیاط رسیدیم و از خونه بیرون اومدیم.سورن ماشین رو با کمی فاصله از خونه پارک کرده بود.پاکت سیگارم رو از جیبم بیرون آوردم.یه نخ برداشتم و گوشهی لبم گذاشتم.خواستم فندک بزنم و روشن
لطفا صبر کنید...

آریان
0بهش می گفتم سر و گوشش نجنبه