هیچ کسان 4 (ریونیز) به قلم sober
پارت شانزده :
با افسوس سرم رو تکون دادم و از خونه بیرون اومدم.جفتشون خل شده بودن.به سمت دستشویی که انتهای حیاط قرار داشت راه افتادم.هوا سرد بود.اگه تحت فشار نبودم هیچوقت از جام بلند نمیشدم.دستشویی رفتن توی سرما برام دردناک بود.فورا خودم رو به دستشویی رسوندم.وقتی داشتم کارم رو انجام میدادم یکی دو بار جریان برق قطع و وصل شد.بعد شروع به شستن دستهام کردم.آب روشویی بیش از حد سرد بود.حین دست شستن نیم
لطفا صبر کنید...

متینا
0من از بهراد ترسو اما شجاع خوشم میاد