خیال پرند به قلم رویا ملکی نسب
پارت چهارم :
_ از کِی بهم دروغ میگی، افرا؟ از کِی نگرانهام بیاهمیت شده که جواب زنگام رو نمیدی؟
جوابی ندادم. حنا را روی زمین گذاشتم و دویدنش را نگریستم، در واقع نگاهم را دزدیدم. اصلاً به ذهنم خطور نکرده بود که شاید پشت آن تماسهای مکرر او هم باشد.
_ من احمق رو بگو آخه این چه سوالیه! ورمان فوق برای چاپ ارسال شده است و دیگر امکان مطالعه آن وجود ندارد. با تشکر از درک و توجه شما خوانندگان عزیز
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
😈😈
۱ سال پیشماماسی
2قشنگ بود. خیلی لذت بردم
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
مرسی عزیزم❤❤
۱ سال پیشنیلما
1هرچی از قلم بی نظیر و پرداخت قشنگ نویسنده بگم کم گفتم. خسته نباشید.
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
مرسی گلم
۱ سال پیشمهسا
2خیلی خوب. هم قلم هم داستان هم فضاسازی
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
متشکرم گلم
۱ سال پیشمبینا
2عاشق اینم که حس و حال شخصیت ها به قشنگی نوشته بشه و بشه درکشون کرد.
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
ممنون عزیزم
۱ سال پیشهمتا
2وااااای که چقدر آذر رو مخه.
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
موافقم
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

خانم میم
2ای افرای ساده