پارت ده :

کلی افکار منفی همون لحظه جلوی در اتاق یارو به ذهنم رخنه کرده بود و میخواست از کارم منصرفم کنه.اما من باید این وام رو به دست میاوردم،چون اینجوری میتونستم تا حدودی زندگیمون رو که زیر بار نداری و کم دستی کمر خم کرده بود یکم ایستاده نگه دارم.
با انگشت شصتم،دوتا ضربه ی کوچیک به در زدم وآروم وارد شدم...
در همین هین،متوجه ی کسی پشت میز مدیر عامل نشدم،انقدر استرس بهم فشار وارد کرده‌بود ک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!