پارت شانزده :

نگاهم به آسمون قرمزی افتاد که خورشید از پشت ابرها می خواست به بیرون سرک بشه.
همون لحظه صدای آژیر ممتدی بلند شد و صفحه ای فلزی از پشت شیشه ها پایین اومد و تمام بالکن رو گرفت.
تا لحظه ی اخر نگاهم به اسمون بود و وقتی صفحه کامل پایین اومد اشک از گوشه ی چشمم سرازیر شد.
پلکام کامل روی هم افتاد و به خواب عمیقی فرو رفتم. اما بارها و بارها توی خوابم عذاب کشیدم، عذاب گناه هایی که یک لحظه ه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • لونا

    1

    پس کی عاشقانه می شههههه😭

    ۶ ماه پیش
  • رعنا

    0

    مگه زیر در چقدر بازه که از زیر در غذا رو می فرسته داخل

    ۷ ماه پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    زیر دراشون باکلاسه با ما فرق داره

    ۷ ماه پیش
  • رعنا

    0

    آها از اون نظر خب پس 🤣🤣

    ۷ ماه پیش
  • ریحانه

    7

    قاعدتا نباید دلم برا هانتر میسوخت..

    ۳ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    میریم جلوتر بیشتر هم دلمون میسوزه

    ۳ سال پیش
  • Rez

    3

    هعیییی الیسا جان این چه کاریه اخه با کراشم میکنی گناه داره بخدا ولی خب تقصیر خودشم هست ولی بچم فقط میخواست ببینتت نچ نچ

    ۹ ماه پیش
  • عسل

    1

    قلم بی نهایت زیبا که آدم را برای پارت بعدی کنجکاو و بی قرار میکند

    ۱ سال پیش
  • عسل

    0

    قلم بی نهایت زیبا که آدم را برای پارت بعدی کنجکاو و بی قرار میکند

    ۱ سال پیش
  • نیلو

    0

    تا اینجا عالی بود

    ۲ سال پیش
  • ای لاو هانتر

    1

    پسر اسلوموشنی؟ نونونو... شکارچی شب✓✓✓✓✓

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    چه هیجانی...

    ۲ سال پیش
  • فاطی

    0

    عالیه عالی😍😍 فقط تو رو خدا پارت گذاریتونو بیشتر کنید آدم میمیره و زنده میشه تا پارت بعدی بیاد ،این رمانم که خیلی هیجانی و باحاله

    ۳ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    اولشه یکم کند پیش میره

    ۳ سال پیش
  • Hope

    0

    میشه بگید رمان دقیقا چه ساعتی میاد ؟؟؟ممنون

    ۳ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    ساعت نه

    ۳ سال پیش
  • Hope

    0

    وااااو مرسی ک ج دادی

    ۳ سال پیش
  • !معشوقِ هانتر

    0

    فقط میخواستم بگم تنها رمانی که از خوندنش پشیمون نیستم ؛ سر هر پارت منو به وجد میاره ، مرسی.

    ۳ سال پیش
  • اسما

    0

    پارت میزارید؟

    ۳ سال پیش
  • Dorsa

    4

    وای واقعا خیلی هیجان دارم نمیتونم تا هفته ی دیگه صبر کنم میشه حداقل پارت های طولانی تری بزاری تا حداقل کمتر تو خماری بمونم واقعا تا هفته ی دیگه نمیتونم صبر کنم خیلی هیجان دارم😍😍

    ۳ سال پیش
  • آوین

    0

    رمانت عالیه حدیث خیلی هیجان دارم رمانت خیلی برام تازگی داره مثل بعضی رمان های دیگه نیست که از پارت اول بشه تا اخر رمان رو حدس زد هر لحظه منتظر اتفاق های جدیدی و همینه که رمان رو جذاب میکنه

    ۳ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    آوین قشنگم🥹🫶🏻♥️بوس به شما

    ۳ سال پیش
  • محیا

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    دقتتو

    ۳ سال پیش
  • محیا

    0

    خودتتت اسپویلل نکنیی خودمون 20 پارت اونورترش رو حدس میزنیم😂😭

    ۳ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    هنوز کسی نتونسته حدس نزدیک بزنه حتی😂

    ۳ سال پیش
  • سارا

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    نو بنظرم بخونی بهتر اینه که حدس بزنی دائم

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️