بی رویا به قلم الهه محمدی
پارت دویست و سی و سوم :
-اتفاقا پسر فقط ایرانیش خوبه. کاملا استاندارد میرسه دستت.
صولت و امیرطاها خندیدند. حتی صولت دستش را به نشان خوش آمدن برهم زد. همسرش نیز با لبخندی همراهیاش کرد. اما سارگل با وجود اینکه خندید معلوم بود از جواب شیدانه خوشش نیامده است. داشت تیز نگاهش میکرد. با جملهای که گفت، منظور خودش را کاملا رساند:
-باید متمدن شد.
شیدانه فورا گفت:
-متمدن شدن خیلی خوبه. من اصلا باهاش مخ
لطفا صبر کنید...
