افلاس به قلم زهرا خزائی
پارت پنجم :
درحال جابه جا کردن گل های گرون قیمت بودم،و گرد و خاک هارو با یه دستمال پاک میکردم اما با پایین افتادن یکیشون از روی قفسه ها با هول،به سمت گل رفتم و با صدای بلند لب زدم:
*وای خاک تو سرم...
درحال جمع و جور کردنش بودم که یهو با دید ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

خوبه
0عاللللللللیییی