پارت بیست و دوم :
خیاط خانم که اندازههایمان را برداشت، دردهای جیران هم شروع شد.
زنعمو برایم پارچهی ململ سبز روشن انتخاب کرده بود. میگفت که به رنگ رخسارم میآید.
قرار شد که یراقهای نقرهای خرج کار چینهای شلیتهام کند و روی یقهی پیراهم زری بدوزد.
زنعمو صندوقچههای پارچههایش را بیرون ریخته بود و وجیهه و احترامالسلطنه مثل راهزنها روی این گنج شیبخون زده بودند.
لطفا صبر کنید...
