پارت سی و یک :

شاهین با کلافگی درب را باز کرد و وارد اتاقِ ششم شد.
همان‌اتاقی که یاسمین نیز یکبار بهش سر زده بود و تنها با یک صندلی چرمی و دستگاه مانیتورینگ مواجه شده‌بود.

پرویز به دنبال او وارد اتاق شد و با تحکم گفت:
-چت شده پسر؟ حالت خوبه؟

خواست درب اتاق را ببندد که به یکباره سر و کله یامور نیز پیدا شد.

دختر بی‌آنکه اجازه بگیرد، وارد اتاق شد.
درب را پشت سر خود بست و ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت یاسمین آریانفر در رمان عاشقانه تراشه مرگ از نیلوفر سامانی یاسمین
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان امید
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
شخصیت شاهین موحد در رمان عاشقانه تراشه مرگ از نیلوفر سامانی شاهین
رمان تراشه مرگ شخصیت دانیال دانیال
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • لاله

    0

    همه جا پای سیاست درمیونه .حتی جمع اوری زباله

    ۶ روز پیش
  • لاله

    0

    پس پای مافیا در میونه

    ۶ روز پیش
  • Moon

    0

    چقدر روند داستان رو دوست دارم جدی

    ۱ هفته پیش
  • آرزو

    0

    اصلا احساسه خوبی به این ارجمنده ندارم

    ۱ هفته پیش
  • A.m

    1

    اوم جالب شد.🧐🥸

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    💛💛

    ۲ ماه پیش
  • هانیه

    0

    یعنی ارجمند با منصوری چیکار داره؟ عالی بود💫❤️

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزمی✨️❤️

    ۶ ماه پیش
  • M

    0

    خیلی عالیه خسته نباشی نویسنده جون الهه خبر داشته که یاسمین فرستاده

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم❤️ در رابطه با منصوری فعلا نمیتونم چیزی بگم❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    یعنی این الهه چه زرنگی بوده و رو نمی کرده ک هدفشون ایشون بود..

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥲🥲❤️❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    پس اون راننده دانیال بود خب دانیال میدونست دیگه اون یاسمین همین ک دانی به هوش بیاد به جواب سوالا می رسیم

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    امیدوارمم

    ۱۱ ماه پیش
  • Asal

    0

    مثل اینکه الهه منصوری خیلی خفن ولی رو نکرده که اینطوری براش نقشه خفن میکشن اوضاع داره حساس میشه

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله دقیقا👌🏻👌🏻👌🏻

    ۱۱ ماه پیش
  • fate

    0

    من شاهینو برا یاسمین در نظر گرفته بودمممم😂😂

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁😁

    ۱ سال پیش
  • Niki

    0

    مرسی عزیزم اینقدر قشنگ می نویسی که آدم کنجکاو میشه زودتر زودتر بخونه🥲❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت برم💙💙

    ۱ سال پیش
  • تارا آرام

    0

    آخیییییش، یه سری از معماها رمزگشایی شدن بعد بازم نمی دونم چرا منصوری رو می خواستن؟ ولی کلاً الان یه ذره آرومترم چون یه ذره از معماها، یه ذره فقط، مثل اینکه یه گره رو یه ذره بتونی شلش کنی ،یه ذره حل شده...

    ۱ سال پیش
  • Zahra

    1

    مرسی خانم نویسنده خیلی خوب وحرفه ای مینویسی آدم کنجکاو میشه بقیه شو هم بخونه من که چند پارت اول رمان رو بخونم به دلم نشینه دیگه نمیخونم ولی تراشه مرگ عالیه.

    ۱ سال پیش
  • محیا

    0

    زهرا جان چقدر نظر نوشتی هم اینجا هم بازگشت گلوله .😅😅😅این نظرا از کجا میاد من که تو یکیش موندم چی بنویسم🌷🌷🌷❤❤

    ۱ سال پیش
  • Zahra

    2

    خب خانم نویسنده مون پارت هاش که ماشالله طولانیه و توی هر پارت چند تا اتفاق افتاده که من برای هر کدوم نظر ،،حدس واحساسمو میگم و انقدر رمان هیجان داره وغیر قابل پیش بینی هستش که فکر میکنم حداقلی ترین کاری که میتونم بکنم اینه که ازش حمایت کنم تا خستگی ش در بیاد.❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • محیا

    0

    🌷🌷🌷🌷🌷💚💚💚💚💚💚

    ۱ سال پیش
  • Zahra

    1

    خب یکم از گره داستان باز شد حالا باید از زاویه دید الهه هم داستان رو بشنویم

    ۱ سال پیش
کپی شد!