به ژرفی اندوهت به قلم سعیده براز
پارت هفتاد و ششم :
پس برای این موضوع آمده بود، کفگیرش به ته دیگ خورده بود و حالا آمده بود به خیال خودش راه حلی برای این مشکلش پیدا کند.
قبل از اینکه در را پشت سرش ببندم، می گویم:
ـ خودت بودی که هواییشون کردی بیان پیشت، حالا خودتم زحمتشو بکش و بهشون بگو دیگه عرضه نگهداری ازشون و نداری، ته ته زورت همین چند ماه بود؟؟!!!!
در را که می بندم نفس عمیقی می کشم و به بشیری که به من خیره شده است، چشم می دوزم، شای
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

آمنه
2سلام بانوی مهربون من خوبید عیدتون مبارک من که عرضه هدیه دادن ندارم ولی شما با رتهای خوشکل سعیده براز بهمون هدیه بدین البته فقط خواهش هست