پارت صد و هشتم :
فصل پنجاه
نگار
پژمان برادر دوقلوها خودکشى کرده و مرده. چند سالى از ما بزرگتر بود و خواستگار خواهر حمیدرضا. توى کوچه شایعه شده چون خواهر حمیدرضا را بهش ندادهاند، طناب انداخته و خودش را دار زده.
فرح مىآید جلوى در خانه. لپهاى قرمزش قرمزتر شده و موهاش از عرق چسبیده کنار صورتش. دستبهکمر میان نفسنفس زدنهاش مىگوید: بیا بریم خونهى سیاوشاینا.
مىگوید دفترخاطرات
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

لیلا مردانی | نویسنده رمان
🩷🌱🥰
۳ ماه پیشاکرم بانو
0ممنون بابت پارت های هدیه🥰🥰🥰😘😘😘😘
۸ ماه پیش
لیلا مردانی | نویسنده رمان
🩷🩷🩷
۸ ماه پیشزهرا z
2ممنون بخاطر هر روز پارت رایگان گذاشتن نویسنده جونم 😘🙏
۸ ماه پیش
لیلا مردانی | نویسنده رمان
🩷🩷🩷
۸ ماه پیشراز
3واای لیلا جون بوست میکنم خیلی ماهی برای هر روز پارت رایگان گذاشتن من عاشق نگار و خسرو و این رمان هستم
۸ ماه پیش
لیلا مردانی | نویسنده رمان
عزیزی که🥰
۸ ماه پیشاسرا
2ممنون بابت هرروزگذاشتن پارت 💋💋💋🙏
۸ ماه پیش
لیلا مردانی | نویسنده رمان
🥰🌱
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Saba
1هر پارت رو که میخونم بیشتر لذت میبرم از قلم نویسنده امیدوارم پایان خوشی داشته باشه🩷