پارت هفده :


_ ایشون عامر خان هستند!.... یکی از مردان وفادار من!... و یکی از زبده ترین و ماهرترین محافظان این قلعه، که از کودکی در اینجا بزرگ شده و با تمام قوانین و همچنین مهارت‌های رزمی، آشنایی دارد و از این به بعد هم.... به‌ عنوان محافظ.... در کنار شما خواهد بود.

لیلی به آن مرد نگاه کرد و متوجه شد او همان مرد جوانی است که در اولین روز ورودش به قلعه، به استقبالش آمده بود.
سپس ابراهیم خان، آن م

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    2

    از یه کشور بیشتر قوانین و مقررات داره این قلعه 💙

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️