پارت صد و پنجم :

نمی‌دونستم کار درست چیه؟ باید اول کجا برم؟! برم بهزیستی یا برم اون آدرسی که شیوا بهم داده بود! کمی فکر کردم. من نیاز داشتم با کسی صحبت کنم، خب چه کسی بهتر از دل آسا؟ اول باهاش صحبت کنم بعد می‌رم به اون آدرس.
رفتم سمت بهزیستی. جلوی در ماشین‌و پارک کردم. پیاده شدم و به ماشین تکیه دادم. نمی‌تونستم برم سمت ساختمون. اصلا نمی‌دونستم واکنشم چی خواهد بود! حس می‌کردم هرکسی از اطرافم رد می‌شه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت همه شخصیت ها در رمان ماه زخمی همه شخصیت ها
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطی

    0

    ممنون..تشکر از گذاشتن پارت

    ۱ سال پیش
  • فخری

    3

    خسته نباشی نویسنده جان اگر امکانش هست بیشتر پارت بزارید 🙏🏻🌹❤

    ۱ سال پیش
  • راز

    2

    ببخشید چند وقت دیگه بقیه رمان میاد پارت خیلی کوتاه بود

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️