پارت چهارم :
نیلرام آب دهانش را به سختی قورت داد، قلبش برای دعا و حرف مادرش لرزید. راست میگفت خیلی عوض شده است. این اولینبار بود... اولینباری که با آرامش از خانه بیرون میآمد و مادرش برای او دعای سلامتی میکرد.
معذب سرش را تکان داد و در را پشت سرش بست ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

طوفان
0اهنگ پاشایی معرکستت🥺🥺🥲🥲