دادگاه مردگان به قلم سهیلا عبدی
پارت پنجاه و یک :
تنهایی هم برایش حال عجیبی داشت. و دلخوشیهایی همانند دیدن چهرهی فرد مورد علاقهش برای او دلچسب بود. مدت بسیار طولانی با تنهاییهایش سر میکرد غافل از این که این خود بخشی از آرامشش بود و او قدرش را ندانست. خیلی زود به چهرهی معصوم کارمن دلباخت ندانست این علاقه چطوری به وجود آمد و از روی چه چیزی ولی حالا که گیج شده بود و بین این دو خواهر گیر افتاده بود. با تکان دستی به سختی پلکهای س
لطفا صبر کنید...
