پارت شانزده :
در سکوت جنگل همراه با رضا به حرکت خود ادامه میدهم. گاهی دامنم روی زمین کشیده میشود و گاهی که حواسم پرت درختان و محیط اطرافم میشود، چند قدمی از رضا عقب میمانم. رضا بدون اینکه به بازیگوشیهای من عکس العملی نشان دهد، سرعت قدمهایش را کم میکند. قدمهای او بلندتر از من است. اگر کنارش بایستم به زور تا کنار شانههایش میرسم. کوتاهی قدم در ذوقم میخورد و اخم میکنم.
نمیدان

لطفا صبر کنید...

زهرا طاهره
0خیلی زیبا ست طاهره