نسیم آرامش به قلم سعیده براز
پارت هشتم :
روی نگاه کردن و در کنارش ماندن را نداشتم، دختر خاله نرگس مرا دوست داشت و من به غیر از
بی تفاوتی کار دیگری برایش انجام نمی دادم و متوجه ناراحتی و رنجش رویا می شدم و این مساله
باعث عذاب وجدانم بود.
کنار داراب سر سفره نشسته ام و دار ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

آیدا
1هم مهدی و هم رویا دارن عشق ی طرفه رو تجربه میکنن 💔