نسیم آرامش به قلم سعیده براز
پارت نهم :
پشت سر جلیل راه می رفتم تا جلیل متوجه خیرگی ام به نسیم نشود، دلم نمی خواست دست دلم پیش کسی رو شود.
وارد حیاط شان که شدیم نگران بودم پدر و مادر نسیم با این کارش موافق نباشند، اما خبری از کسی
نبود. نسیم هم وارد خانه شد تا برای زخم هایمان ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

آیدا
1ایول به جلیل غیرتی 😉👏🏻