معصومیت از دست رفته به قلم فرگل حسینی
پارت هشتاد و نهم :
دوسال بعد.
****
لیلا از فاصلهی نه چندان دور به ماهیر که رو به رویش بود ،نگاه کرد.
لبخندی زد و ساک مشکی رنگ را روی کولش انداخت.
بعد از رضایت جمشید ،دو سال حبس برایش بریده بودند،به خاطر جنبه عمومی جرم.
وحالا روزی که تمام این دوسال در خوابش می دید،فرا رسیده بود،آزاد شده بود!
چند قدم جلو برداشت،ماهیر هم همین کار را کرد.
بعد لیلا دوید.حس پرندهای که از قفس گریخته
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
Hadis
1خداروشکر که آزاد شد... ولی عجیبه تو این دوسال بهش نگفتن وضع ملک رو... هرچند که تاوان بدجنسی هاش رو داره میده اما به هرحال مادرش بوده و شوک بزرگیه براش اینجوری ببینتش
۱ سال پیش..
0امیدوارم باشم دیگ حتمی رسیدن ب هم ؟
۱ سال پیشNana
0کاش برای یه بارم که شده دنیا به کام این دوتا باشه😍
۱ سال پیشزهرا
0عالی بی نظیر دست گل نویسنده جونم درد نکنه
۱ سال پیشم.ر
1خدا روشکر آزاد شد مادرش تاوان کاری باهاش کرد پس داد
۱ سال پیشساناز
0💙🤍💛🧡🧡💜🤎🩵💚❤️🩶
۱ سال پیشاسرا
1فرگلی بگوکه مهشیدقرارنیسن بلایی سراینهابیاره چون واقعاگناه دارن از۸۹پارت اینهادرست حسابی ماچ بغل نکردن همش نگرانی استرس 😁🙏
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آسمان
0وای مرسی که آزاد شد 🥺😁😁😍