پارت صد و پنجم :
فصل چهل و هشتم
نگار
نگاه مامانها شبیه نگاه مینو شده وقتى باعث مىشد حتى به درستترین کارهایم شک کنم چه رسد به حالا که تابوشکنى هم کردهام. حتى نیلوفر هم که امروز بعد از دو هفته آمده، با احتیاط باهام سلامواحوالپرسى مىکند.
این چیزى نیست که ناراحتم کند اما شنیدن طعنههاى آزاده توى رختکن و در حضور مامانها چرا؛ اینکه وقتى مامان رهام از تلاشش براى برگشتن به اندام قبلا
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

راز
1چرا خسرو انقده با مرامه خیلی ها احمد با اینکه نگار چقد ب خونوادش کمک کرد ولی بازم نامردی کرد و گفت تو فقط خانواده میخواستی ولی نگفت تو همه کارایی ک برا خانوادم کردی بخاطر من بوده نامرد