پارت صد و دوم :
نفرت، در صدایش موج میزد. گویی دارد به خودش میگوید. گویی دارد خودش را تحقیر میکند.
"Living for the night...
You don't wanna talk...
Wearin' a dress red as your lips...
It's not your fault that you fell in love..."
به سختی آب دهانم را قورت دادم. دلم میخواست فریاد بزنم. میخواستم از او بخواهم بس کند. میخواستم این بازی روانی را تمام کنم. اما صدایی از گلویم خارج نمیشد.
"In love with the wrong one...
I can tell it haunts ya...
Baby, baby...
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
سحر
1وای قلبمممم
۶ ماه پیشپری
3واقعا معرکه بود وایب و حسی که از این پارت گرفتم...هیچ جوره قابل توصیف نیست واقعا واقعا واقعا احساس میکنم این پارت توی قلبم نشسته
۱ سال پیشLena
4اخرش نفهمیدم اکوا از ایریس خوشش میاد یانههه؟ خیلی مبهمه نمیتونم پارتای بعدیو نخونمم مارو معتاد کردییی کالیستو
۱ سال پیشSelena
3منم منتظر پارت بعدیممممم
۱ سال پیشمیدوری
5رمان؟ ✗ . سبک زندگی✓.... یجوری توصیف میکنی انگار همونجا حضور دارممم
۱ سال پیشZzz
3وای دارم اتیش میگیییرزرمممم، قلمت حرف ندااارهههه و من مطمئنم که خانم نویسنده یکاری میکنه کل جهان ایثریسو بشناسن
۱ سال پیشSeren
2ام یه سوال، اسم این اهنگه که خوند چیبو_
۱ سال پیشGhost
4نمیدونم چی بگم، تا اینجا توصیفات خیلی دقیق بودن، غرق در داستان شده بودم فقط، اگه بخوام درباره توصیفات و تشبیهاتی که به کار رفته فقط نظر بدم بنظرم بی احترامیه، فقط باید غرق شد و لذت برد...
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
1عالی بوددد کالی دمت گرم دختر..وایبی که از این پارت گرفتم قابل وصف نیس..خوشم اومد خوشم اومد✨😍