پارت صد و یک :
در تاریکی غرق شدم. در تاریکی و سردرگمی. در انتظار...
******
پلکهایم سنگین بودند و باز نمیشدند. در اعماق سیاهی مطلق غوطهور بودم. بدنم بیحس بود و درد، به تنها حس باقیماندهام تبدیل شده بود. نمیدانستم چقدر گذشته است. شاید چند ساعت، شاید چند روز. زمان، دیگر برایم مفهومی نداشت.
تلاش کردم دهانم را باز کنم و فریاد بزنم ، اما دهانم خشک شده بود.
ناگهان، صدایی در سکوت پیچید. ص
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
0دلم سوخت براش نمیدونم درسته یا نه خوبه یا بد💔مگ تو گذشتش چه اتفاقی افتاده😭
۵ ماه پیشMoby
2ندونستن اسم آهنگ داره روانیم میکنه عررررررر
۱۲ ماه پیشسایا
0اگه هنوز نمی دونی بعد این همه مدت و برای بقیه که دارن داستان رو میخونن بگم... Fallen Angel از Chris Grey
۶ ماه پیشسحر
0احساسات متفاوتی و حین خودن این پارت تجربه کردم :)
۶ ماه پیشپری
0دلسوزی نسبت به ایریس هم دارم اما کنجکاویم نسبت به اتفاقا غالبه
۱ سال پیشپری
0ماهایی که چنل تل رو داریم و تیزر هارو میبینیم و اسم اهنگ و همه چیو داریم
۱ سال پیشیک عدد بدبخت
1منی که الان اینگلیسی نمیفهمم چجوری بفهمم این ایریس داره چی میخوننههههه
۱ سال پیشNature
1اسم اهنگی که داره میخونه رو میگییی؟ حس میکنم شنیدمش! حس ایریس خیلی عجیبه... اصلا فضای رمانت همش متعجب میکنه ادمو! عاشق سبک رمانتممم
۱ سال پیشSeren
0اهم، حقیقتا فقط میتونم بگم که... بامغنسمقعیمقعیمعبسعمقسعقمسمعقسمعقسمعقسمعقسمقعس
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Nina
0یه حس قوی ای داره بهم میگه آیریس شرور داستان نیست