پارت بیست و پنجم :
خیلی هول شده بودم، هیچوقت یه آدم کله گنده از نزدیک ندیده بودم. من به علم خیلی معتقد بودم و این زن باسوادی از سر تا پاش میریخت.
با راحتی و خنده دندونهای صاف و سفیدش رو نشونم داد و درحالی که فرمون رو میچرخوند گفت:
- اوف یواش عزیز دلم! چرا انقدر ناراحتی؟ این ماشین متعلق به خودته راحت باش فدات بشم. اصلا هم به خودت استرس نده تقریبا فهمیدم چه اتفاقی برات افتاد، این اتفاقØ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
تینا
0وای جر خوردم پدر و پسری😂😂😂
۶ ماه پیشغزال
2رضا دهنتت سروییس🤣🤣🤣🤣
۷ ماه پیشفن آقای ببولی
5آخ خدا دلم خنک شدد آخ دلم خنک شددد آخخخ رضا چقدر تو لاشی تشریف دارییییی اینجا بوی سوختگی از ماتحت شخص شخیصی به اسم حامد میایههه🤣
۷ ماه پیشمهسا
2حاجی ترکیدم از خنده🤣🤣🤣🤣 بیچاره حامد
۷ ماه پیشملیکا
8خدا هرچی شانسه از کل خانواده گرفته داده به سه قلوها مخصوصا رضا فک کن مث سگ بزننت صبحش چشاتو باز کنی ببینی کی عاشقت شده همچین زندگییو برای خودم آرزو مندم توی زندگی بعدی ایشالا😭🤌🏻😂
۷ ماه پیش.... مرررری
3واااای مردم از خنده 😂خیلی باحال بود 😂😂😂😂اونجایی که بهش میگفت بابا جون پسرم😂😂😂😂😂
۸ ماه پیشHelia
4مردم از خنده این سه تا آدم نمیشن بدبخت نگار که نگران رضا بود
۹ ماه پیشنفرین کننده ۳قلوها
5ای ایشالا علی بزنه به کمر سه قلوها که انقد بچه من رو حرص دادن ، حمیده جون خواهر خب چی میشه در پارت های آینده *** یه بمب بندازه وسط زندگی سه قلوها تا بمیرن هم من هم نگار هم آیوا راحت شیم؟ها؟
۹ ماه پیشدریا براتی
5منم همینطوری بودم ولی وقتی اون بمبه افتاد تو زندگیشون براشون عر زدم :))
۹ ماه پیشانیس
1وای جرررررر *** شانس یعنی این رضا تف به ذات کثافتش
۱۱ ماه پیشZahrabano
4وااای این قسمت فقط پربود از شوک و خندهه😂😂😂رضا و سامانتا😂😂😂😂😂
۱ سال پیشخواهر آیوار
5رضا باباشدد امیر وآرمان دایی ونگارعمه یحامد شدن بییییییچاره حامددد آخر دیوثیی
۱ سال پیشRoghayyeh
2اخ اخ دلم عجیب خنک شد حامد پفیوز
۱ سال پیشبانو تازه وارد
2عالی از خنده مردم
۱ سال پیشناشناس
2وایی خدااا مردم از خندههه بقرآن خیلی باحال بود این پارت
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
0خدایا یکی رضا یکی مهران رو تا اخر داستان باشن دلقکن میخندونن