پارت بیست و سوم :


***
«بازگشت به زمان حال_نگار»

- تو فقط به آیوار حسودی می‌کنی!

این‌و درحالی گفتم که شقیقه‌هام از فشار دست‌هاش درد گرفته بود و حس می‌کردم الاناست که استخون گردنم بگه خرچ و زرت... بمیرم.

اصلا چرت و پرت‌هاش برام مهم نبود، من مطمئنم آیوار با اونا کاری نکرده؛ اون کم و بیش از زندگیِ گذشته‌ش بهم گفته بود، انقدر درگیر احساسات و خانوادش بود که محاله ممکنه بخواد پا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نرگسم

    0

    امیر یه روانیه یه بیشرف عقده ای براش متاسفم

    ۵ ماه پیش
  • برفین

    0

    این دیگه بی اندازه بدبختیه ناموسا نگار بره یه دعانویسی چیزی طلسمش کردن به قران اینا عادی نیس

    ۵ ماه پیش
  • ارزو

    0

    اقاااا رمان داره به یه سمتی می ره که سورن و نگار هی دارن به هم نزدیک میشن نکنه بچه از سورن بودهه؟

    ۶ ماه پیش
  • مادمازل

    2

    خانواده سورن و حامد به این باکلاسی بعد یه مشت بُز تربیت کردن😅 رضا رضا رضا تو چه *** شانسی رضا شوگر مامی ؟ اونم مامان حامد؟ اَی خِدااا😂 خب بچه ها دختر اول پارت دختر رضاست چشم هاش هم که عسلی بود(دلداری به خودم😢).رضا تو از اول هم لا*شی اعظم بودی.امیر که هیچی آرمان که تک پَره وای اگه رویا بفهمه😂

    ۶ ماه پیش
  • Hanna

    1

    اوایل که رمان و می خوندم هی شوک پشت شوک ولی الان اینجوریم عه انگاری باز یه اتفاقی داره براش میوفته...و فقط تو اون لحظه با خودم میگم کاری ندارم چجوری فقط بدبخت زنده بمونه سالم هم نه زنده حداقل بمونه کلا انگار عادی شده لامصب...الان هر لحظه منتظر یک اتفاق شوممم هستم..🙂😂💔🖊️

    ۶ ماه پیش
  • ..

    0

    دقیقا دیگه بدبختیاش عادی شده هر بلایی سرش بیاد تعجب نمیکنم

    ۶ ماه پیش
  • Hanna

    0

    هااا بخداااا اینو خدا زده به جان آیوار...💔😂

    ۶ ماه پیش
  • ..

    0

    توی فصل قبلی وقتی یکم از آینده نوشت گفته شد که سورن دوست پسر نگار بوده یعنی نگار به آیوار خیانت میکنه؟ اصلا عشق سورن واقعیه یا... شایدم سر نگار شرطبندی کردن

    ۶ ماه پیش
  • ..

    2

    میگم بچها تا جایی که من یادمه سورن به کسی نسپرده بود تا تو مسکرات الکل بریزن؟ یادمه پیام براش اومد که الکل ریختین و اینا، سورن هم گفت بربن سراغشون تا نبرن بیمارستان، بعد الان چطور شد که سورن انگار اینکارارو نکرده و گفت که سه قلوها الکل ریختن تو مسکرات؟ من دارم. گیج میشم،

    ۸ ماه پیش
  • ...

    3

    ینی سورن به آیوار و نگار دروغ گفت؟

    ۸ ماه پیش
  • ..

    1

    آره تازه خودشم نزاشت که سه قلوها نگارو ببرن بیمارستان واسه همین به حرفاش خیلی مشکوکم

    ۶ ماه پیش
  • گیسو کمند

    0

    بازم یه بدبختی دیگه برا نگار رقم خورد،واقعاا بلایی هم هست ب سر این دختر نیومده باشه

    ۱۱ ماه پیش
  • ناشناس

    0

    شاید باورتون نشه اما من از نگارم بد شانس ترم ینی این شانس میاد من میگم تضاد منه حدقل بد شانسیه نگار هیچان داره ولی من چی بدبدختب

    ۱ سال پیش
  • فن آیوار و نگار

    0

    الهی بگردم نگارررر.بچم چقدر بدشانسی و بدبختی میارهههه.

    ۱ سال پیش
  • سمانه

    2

    نکنه نگار با سورن تیک بزنهه!!!

    ۱ سال پیش
  • نسی

    1

    نگار فلک زده هر چی بگم کم گفتم که روزگار چه ها با تو نکرد دخملم

    ۱ سال پیش
  • پریا

    11

    اگر سورن دور و برم بود سریع مخشو میکردم😂

    ۱ سال پیش
  • Asra

    10

    نگار بد بخت بیچاره😔ولی آغا من سورنو می خوام باید جعبه پست برام بفرستی خمیده جون😂😂😂ایوارم فقط واسه نگار باشه😂❤️

    ۱ سال پیش
  • مدوسا

    11

    از این ب بعد هرجا کلمه بدبختی دیدم حتما ن اما قطعا یاد توذمیوفتم نگار

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️