پارت صد و یازده :

مراسم هفتم آقای امیری را در مسجدی در میدان تجریش برگزار کرده بودند. به همراه همکارانمان تاج گل بزرگی را برای عرض تسلیت آماده کرده و پیش از مراسم به مسجد فرستاده بودیم. من و هلن هم با هم قرار گذاشته و به مسجد رفته بودیم. سر تا پایمان مشکی بود و قلبم از این همه سیاهی به درد می‌آمد. جمعیت زیادی در مسجد حضور داشتند و تا چشم کار می‌کرد سیاهی بود و سیاهی. صندلی‌های ردیف اول را خانواده‌ی آقای ا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطیما

    0

    حدسی که میزدم و نگرانی که داشتم این بود یک وقت آوا باردار باشه در کل عالی

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۸ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    بنظر من بخاطر عشق و علاقه این چندساله سمیر بهتر بود آوا حداقل یکبار فرصت حرف زدن را به او میداد حتی اگر تصمیمش عوض نمیشد

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    سمیر خودش پلی پشت سرش نذاشت. خودش، خودشو از چشم آوا انداخت.💔

    ۸ ماه پیش
  • مهسا

    0

    ولی تغییر دادن خود به این راحتیا نیست. این طوری نیست که بگی از فردا این اخلاقم و تغییر میدم. طلاق هم اصلاً خوشحالی و جشن نداره. نه به خاطر حرف مردم، به خاطر از بین رفتن یه زندگی

    ۲ سال پیش
  • اکرم Alizadeh

    4

    دلم واسه اقایحیی سوخت بیچاره،پدرو مادرا باید جور بچه ها وبکشن

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    دقیقا🌺🌺

    ۲ سال پیش
  • نام من فاطمه

    0

    عالی

    ۳ سال پیش
  • شیوا

    0

    سلام میخواستم بگم قسمت جدید تکرار قسمت قبل بی زحمت جدیدش رو لطف کنید

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    1

    حالا چند روز مونده به جدایی پیام بازی چی میگه دیگه والا

    ۳ سال پیش
  • دلنیا

    0

    عالی❤

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    2

    بله وای به حال دگران عالیه ❤

    ۳ سال پیش
  • Aa

    2

    آخه چقدر مشکله 🌺

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️