تو نشانم بده راه به قلم فاطمه اصغری
پارت صد و دوازده :
با برگهی دادگاه به پزشکی قانونی آمده بودم تا گواهی عدم بارداریام را بگیرم. امروز مامان همراهم آمده بود. به خودم قول داده بودم تغییر کنم اما باز هم ته دلم از این همراهی راضی نبودم؛ همین که خودم صحنههای ناخوشایند پزشکی قانونی را میدیدم برایم کافی بود؛ دختران کم سن و سالی که عقد کرده و حالا قصد جدایی داشتند و برای تست بکارت آمده بودند، مردانی که دست و پایشان در تصادف یا دعوا شکسته بو
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
امیرحسین همیشه عاشق🥰🥰😇
۴ ماه پیشلیلا
0خیلی زیبا
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
ممنونم.🥰
۲ سال پیشمریم
0خیلی خوبه فقط خدا کنه اخرش با صدرا ازدواج کنه
۳ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🥰🥰
۳ سال پیشسیتا
0💐 حالا یه دفه هم تکراری گذاشتی ولی چیزی از ارزش کارت کم نمیکنه اشتباه پیش میاد
۳ سال پیشماهرخ
2تکراری بود عزیزم عیدیتو پس گرفتی 🤣🤣🤣
۳ سال پیشاسرا
4خانم اصغری گل مثل بقیه دوستان میگم تکرای
۳ سال پیشمریم چرا تکراری بود
4چرا تکراری بود
۳ سال پیشآرزو
5چرا تکراری 😭😭😭
۳ سال پیشعبدی
6این پارت تکراری بود عزیزم
۳ سال پیشزهرا
5نویسنده جان این پارت که تکرار پارت دیروزیه
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

نیلین
0ای کاش به امیرحسین هم حق انتخاب می داد ، این امیرحسین همیشه خواهانش بوده.