پارت پنجاه و نهم :

فرنگیس و ننه برای نهار کوفته درست کردند و دور هم غذایمان را خوردیم.
تا زمانی که ادیب برگردد، فرنگیس من را با اخلاقیات ادیب آشنا کرد.
اینکه تا به حال ندیده است زنی را به خانه بیاورد، مرد با اخلاقی است اما سختگیری های خاص خودش را دارد و دوست دارد همیشه راس ساعت 1 اگر خانه بود، نهارش را بخورد و همینطور راس ساعت 8 باید شامش حاضر باشد.
چند روزی که از گذشتنمان در خانه ی ادیب گذشت، ننه د

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    2

    تره به تخم اش میره حسنی به باباش.... یعتی دو قولوها اینجور شستشو مغزی شدن که الان دنبال اون فرهاد گور به گوری هستن و عصبی؟

    ۶ ماه پیش
  • Helia

    0

    ادیب=مرد واقعی

    ۱۰ ماه پیش
  • آمنه

    0

    ممنون عالی بود ای کاش زود عقد کنن وبرای بچه ها به اسم ادیب به عنوان پدر شناسنامه بگیرن

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    2

    مردی که تنهازندگی میکنه دلش میخوادزنش همیشه هواش داشته باشه آهنگ واقعابه این پارت عجب می آید🙏

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️