پارت چهل و دوم :
- باورم نمیشه اینقدر خوب موندید! ماشاالله اگر نمیدونستم آوید خواهر هم سن خودش نداره قطعا فکر میکردم خواهرشید!
عطیه از این سخن پرتو قهقههای زد و میان کلام پرتو پرید. همانطور که از ذوق تعریف در پوست خود نمیگنجید گفت:
- یعنی اینقدر جوون موندم؟ بعد آوردن این همه پسر؟
دوباره شاداب خندید و پرتو در سکوت سرش را راضی تکان داد. دیگر زیادی چاپلوسی نمیکرد؟ آوید در حالی که
این پارت به قلم فاطمه سادات هاشمی نسب نگاشته شده است و مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
اره دقیقا خودشههخ
۲ ماه پیششهرزاد
11فک نکنم عسل رو با صد من عسل هم بشه خورد گوشت تلخ بنظر میرسه فعلا😂
۱ سال پیشاسرا
4نه به بغل نه نگاه تحقیرا ه پرتوچقدرزبان بازشدآویدزبان بدن پرتوچقدرزودفهمید🙏
۱ سال پیشم.ر
3اوه معلوم داستان داریم با جاری جان😅
۲ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
داستانای بد
۲ سال پیشآمنه
1یعنی حال میکنم با جواب ونوشته هاتون آخه امسال عید بد جوری از جاریم دلگیر شدم آخه روز عید نهار خونه برادر شوهرم میریم امسال مردها یکجا دیگه میرفتن ووقتی گفتم میخواید زود بیام کمک گفت اصلا نیا من نهار نمیکنم به خاطره همین ازش دلگیرم
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
نهار نمی کنه؟ یعنی ناهار رو خودش درست نمی کنه یا یعنی شما نیا؟
۲ سال پیشم.ر
1آخه جاری آدمه من خودم جاری که مریض شد بهش سر زدم حالا نوبت خودم شد هیچ تکونی نخورد با اینکه اخلاقتو میدونستم😔بهش سر زدم
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
خب دیگه جاریه چه انتظاری باید داشت
۲ سال پیشپریا❤️
1سلام خوب هستین نویسنده های عزیز ؟ روز دختر رو بهتون تبریک میگم خسته نباشید و ممنون بابت رمان خوبتون 😘
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
مرسی عزیز دلم روز دختر رو به شما هم تبریک میگم. ایشاالله صد و بیست سال کنار خانوادتون صحیح و سالم زندگی کنید.
۲ سال پیشم
1به به جاری بازی شروع شد،این عزیزم از اون عزیزم های معروف بود 🤭
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
افرین تجربه داری ها
۲ سال پیشفاطمه زهرا
2اونجایی که اومد بغلش کنه گفتم حتما جاریه خوبیه...ولیی زهیی خیالل باطلل
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
جاری خوب هست اما کم است
۲ سال پیشآمنه
1فاطمه جون باز هم جاری اومد وسط معرکه کاش یکی خوب دربیاد حالا توی خماری بقیه برادرهای آوید موندیم که سهیل یکیشون هست یا نه رمان عالی
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم. جاری اصلا اگر نباشه که نمیشه
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

هلنا
1وای وای این عسل از اون دسته عروسای حسود و از خود راضیه که همیشه به تازه عروسای خانواده کینه دارهه چون فکر می کنه با حضور اون تازه عروسه از چشم میوفته پس ما قرار کلی ماجرا با این حسود خانم داشته باشیم پس چه شود برای پرتو 😮 💨😂🤦🏻 ♀️🤯