به ژرفی اندوهت به قلم سعیده براز
پارت چهل و ششم :
به آدرسی که روی برگه نوشته شده است، می روم. قبل از وارد شدن به شرکت به اسم تابلو نگاه می کنم.
می ترسم از انجام کاری که نمی دانم چه عواقبی دارد ولی برای نگه داشتن بچه هایم باید هر کاری که می توانم انجام دهم.
وارد دفتر که می شوم، فرهاد را در حال تی کشیدن زمین می بینم، چند ثانیه ای بدون حرف نگاهش می کنم که با صدای منشی، فرهاد متوجه حضورم می شود.
ـ بله خانم، کاری داشتین؟
به فرهاد اØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
حنانه
1من اصن نمیفهمم چطور انقدر حرف پدر مادرشو جدی میگیره انقدرم دیگه کشور بی قانون نیست که
۱ سال پیشراز
2من ک این همه بی رحمی از آدما باور نمیکنم حتی از پدر مادر آدم الهی خدا حق مادره رو کف دستش با چوب بزنه🤲آمین
۱ سال پیشآمنه
4پناه برخدا یعنی اینهمه وقاحت هست که عروس اینطور به ننه تهمت بزنه و همسرش ساکت باشه ولی یک چیزی این بدبختی چرا تا حالا آه ژرفی گردن هیچ کدوم رو نگرفته
۱ سال پیشم
1نمیدونم این خاک برسر عوضی چه کاری از دستش برمیاد 🤔🙏
۱ سال پیشاسرا
2ایکاش اینهاهمه ثبت بشن تابعدها😑🙏
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Helia
0بسه دیگه ژرفی چقدر حرف شنیدی بسه یه بار هم که شده تو حرف بزن