به ژرفی اندوهت به قلم سعیده براز
پارت چهل و پنجم :
ـ معلومه که من بهش میگم. باید چشم و گوش شوهرمو باز کنم.
ـ آخه زنیکه ی عوضی داری چرت و پرت میگی، دختر تو از گل پاک تره این تهمت ها چیه بهش می بندی؟؟
ـ ژرفی پاک بود تا اینکه با تو گشت پیرزن عفریته.
باورم نمی شود مادر اینگونه با ننه حرف بزند، پدر هم دخالتی نمی کند، انگار با حرف های مادر موافق است.
ـ چند روز بهت محلت می دیم یا برمی گردی پیش شوهرت یا بچه هاتو می بری میندازی گردنش، خوØ
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
Sety
5ژرفی تورو جان ننت جواب اینا رو بده دیگه
۱ سال پیشم
5چرا ژرفی لال شده هیچی بهشون نمیگه اینا چه حقی دارن بهش دستور بدن،حتی برای ازدواجم دیگه به اجازه اونا نیاز نداره،سوسن میخواد برش گردونه برای کلفتی،با فرهاد چه کاری داره حالا؟
۱ سال پیشاسرا
3اخ آخ که مارال همین عروس بدردت می خوره متاسفانه عبرت هم نمی گیرد🙏
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Helia
2ژرفی بسه دیگه چقدر لال بازی در میاری