اقبال به قلم مریم السادات نیکنام
پارت صد و چهل و هفتم :
_ نکنه توام دلت میخواد باباکرم برقصم برات،آره؟
سگ پارس کوتاهی کرد. ماهصنم نامتعادل و سخاوتمندانه دستهایش را از هم گشود و خندهکنان لب به خواندن گشود.
کوچهی خلوت و زنی که از حال خودش بیخبر بود و سگی که گویا خدا برای حفظ جانش مامور کرده بود. ماهصنم صدایش را به سر کشید و شروع به خواندن کرد. شب برایش روز شده بود و کوچه پیش چشمش صحنهی خواندن و رقصیدن.
دمی دیگر پارس کرØ
لطفا صبر کنید...

نسترن
1خدا ازت نگذره جاوید احمق