اقبال به قلم مریم السادات نیکنام
پارت صد و چهل و چهارم :
زن جوان ولی خودش را با دختر خاتون سرگرم کرده بود. غالبا روزها بعد از انجام کارهای خانه سراغش می رفت. دستش را می گرفت و تاتیتاتی کنان تا خانهی نظام همراهیش میکرد. میان راه هم برایش یک پاکت پر قاقالیلی میخرید. اصلا جاوید بیشتر خرجی میداد تا ماهصنم بیشتر برای کودک شیرین زبان خاتون آب نبات چوبی و گندم بو داده بخرد. این میان ولی حسرتی بود که هرگز نمی توانست با هیچ چیز دیگری جای خال
لطفا صبر کنید...
