راز گل بهارنارنج به قلم ویدا چراغیان
پارت شصت و یک :
فصـــل هفتـــم***
ساعتی بعد مقابل مجتمع تجاری فرمانیه از ماشین پیاده شدند. آسانسور طبقهی چهارم ایستاد و درست روبروی سالن نمایشگاه باز شد. سبد بزرگ گلی که هومن برای افتتاحیه سفارش داده بود هوای اطرافش را عطرآگین کرده بود و صدای موسیقی کلاسیک باخ آرامش عجیبی به فضای طبقهی چهارم بخشیده بود. نگار مقابل سبد بزرگ گل ایستاد. نگاهش به دستنوشتهی کوتاهی بود که لابلای برÚ
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

اکرم بانو
0یه لحظه حس کردم این دانشجوی جدید بوی دردسر میده