پارت بیست و هفتم :

یاسمین زانوهایش را در شکمش جمع کرد و حصار دستانش را به دور پاهایش حلقه کرد تا زانوی غم بغل بگیرد.

هنوز در شوک اتفاقات طبقه سوم بود!
مردی که در یک استوانه شیشه‌ای پر از آب غوطه‌ور بود و به یکباره چشمانش را باز کرد و در کسری از ثانیه از آن محفظه عجیب بیرون پرید.

از شدت ترس زبانش بند آمده‌بود و ابداً به گوشه ذهنش هم خطور نکرد که از نگهبانان داستان آن مرد را بپرسید.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت یاسمین آریانفر در رمان عاشقانه تراشه مرگ از نیلوفر سامانی یاسمین
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان امید
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
رمان تراشه مرگ شخصیت دانیال دانیال
آخرین نظرات ارسال شده
  • ریحان

    0

    فکر میکنم با ورود شاهین داستان تازه شروع شدد

    ۱ ماه پیش
  • سوگند

    0

    همون اسمشو نبر بهتر بهش میاد😉

    ۱ ماه پیش
  • لاله

    0

    چرا باید یه مرکز بزرگ و مجهز فقط چند تا بیمار داشته باشه؟

    ۲ ماه پیش
  • Moon

    0

    فکرکردم اسمشو نبر،نگهبانی چیزیه

    ۲ ماه پیش
  • دینا

    0

    پس عکس اسمشو نبر کو

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    پارت جلوتر هست😍

    ۴ ماه پیش
  • هانیه

    0

    متل همیشه عالی بود نیلوجون 💫🩷

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ✨️❤️💋

    ۸ ماه پیش
  • Azadeh.D

    0

    با اسمشو نبر یاد مدرسه موش ها می افتم... یادش بخیر🥲

    ۱۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا🥺

    ۱۲ ماه پیش
  • Asal

    0

    Wow چه اسمشو نبر خوشگلی به به داستان داره جالب میشه

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربون تو😍

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    واای خیلی خوب بود قیافه امید آبی وقتی دمپایی رو سرشه🙈😂

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربون تو❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    واای حالا این اسمشو نبر کیه من میخوام اسمشو ببرم

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزم😂

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    0

    و بدین گونه شخصیت جدید مرد وارد میشود هورااااا

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁😁😁

    ۱ سال پیش
  • سهیل۲۹

    2

    عاااالی بود داره هیجانیتر میشه دمتون گرم..منتظر عکس شاهین موحد هستیم 😉😉

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت💙💙

    ۱ سال پیش
  • Niki

    1

    من دیگه ظرفیت کراشام پر شده حالا شاهین خان رو چکارش کنم😂😂

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممکنه به پارت‌های جلوتر برسی نظرت تغییر کنه😂💙

    ۱ سال پیش
  • fate

    1

    نمیدونم چرا دلم میخاد اونجا میبودممم

    ۱ سال پیش
  • تارا آرام

    1

    واقعا اینا کاش میومدن مارو درمان میکردن، جدا چرا روی شخصیتای خشن و مرموز و دیوانه کراش میزنیم، واقعا باید یه تحقیقاتی روی مغزا انجام بشه😉😂

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️