پارت ده :

خودم و ننه هم همان جا در حیاط غذایمان را می خوریم. ننه فقط یکی از سیخ های جیگرش را تمام می کند، آن هم خالی و بدون نان. یک مشت سبزی داخل دستش است و مدام سبزی ها را بو می کند.

ـ حیف که دندون ندارم، دلم داره برای این سبزی ها درمیاد.

تخته ا ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!