به ژرفی اندوهت به قلم سعیده براز
پارت ده :
خودم و ننه هم همان جا در حیاط غذایمان را می خوریم. ننه فقط یکی از سیخ های جیگرش را تمام می کند، آن هم خالی و بدون نان. یک مشت سبزی داخل دستش است و مدام سبزی ها را بو می کند.
ـ حیف که دندون ندارم، دلم داره برای این سبزی ها درمیاد.
تخته ا ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

م
1حقشه یه کتک مفصل از مادرش بخوره،تو که بیمه هم نداری این کارا چیه می کنی 😂