به ژرفی اندوهت به قلم سعیده براز
پارت یازده :
نزدیک بود خودتو به کشتن بدی بشیر، ای خدا من از دست این پسر ناخلف چیکار کنم.
نزدیک زن می شوم.
ـ سودابه خانم.
برای چند ثانیه سکوت می کند و با تعجب به من نگاه می کند.
ـ من نوه ی فروزانم، من الان پسرتون و می برم بیمارستان یکی از آشناهام، نگران نباشید.
زن ناباور نگاهم می کند و بعد به در خانه ی مادر بزرگ اشاره می کند.
ـ نوه ی همین فروزان توپ پاره کن؟!!!!
در این بین، به شدت از
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

مهسا
0نمی خوام بشیرو فعلا قضاوت کنمااا ولی آخه مرد گنده این چه کاریه🤦🏿 ♀️