پارت نود و دوم :

ــ چه خیال مى‌توان بست و کدام خواب نوشین
به از این در تماشا که به روى من گشادى؟
تویى آن‌که خیزد از وى همه خرمى و سبزى
نظر کدام سروى؟ نفس کدام بادى؟
حس مى‌کنم این اولین‌بار نیست که دارم برایش شعر مى‌خوانم. چند وقت است که این اتفاق مى‌افتد. وقتى کتابى را باز مى‌کنم، چند بیت خوانده، نخوانده او جلوى چشمم مى‌آید. مثل چند شب پیش که از دهلوى مى‌خواندم:
یک بار تو را دیدم، ج

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    0

    رمانتیک کی بودی تو؟

    ۱۰ ماه پیش
  • اسرا

    1

    شعرنمیگویم نگاهم بی سخن است ولی من ازنوازش قدمهات بشناس که دوست دارم این بیشتربه نگارمی آید🙏

    ۱۰ ماه پیش
  • لیلا مردانی | نویسنده رمان

    🩷🩷🩷

    ۱۰ ماه پیش
  • لیلی

    1

    خیلی بدجنسی خسروخان بچم نیگات میکنه نیگاش نمی کنی؟؟ 😂😂😂😂

    ۱ سال پیش
کپی شد!