پارت صد و هجده :

ماه صنم از پشت پرده شاهد ماجرا بود‌. مولود سری به تاسف برای پری تکان داد و پرده ی اتاقش را انداخت. او که رفت پری سرش را رو به آسمان گرفت‌‌. چند لحظه بعد نفسش را رها کرد و اولین چیزی را که از روی زمین برداشت دایره ی کوچکش بود که پوستش پاره شده بود و دیگر به کار نمیامد. دایره برای لحظه ای میان دستانش بازی کرد. صدای حلقه های آن یک بار دیگر گوش خانه را پرد کرد و در نهایت پری دایره را وسط حوض انداخ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️