رویای آشفته به قلم سمیه هرمزی
پارت هشتاد و ششم :
جایم از کنار علیا حضرت تغییر کرده بود.زلفه خواسته بود چند روزی بمانم تا او موقعیتی برای دیدار علیاحضرت آتوسا پیدا کند و با من برگردد.دلم در این شرایط حساس کشور و قصر ، پیش علیاحضرت بود اما امر زلفه هم کم از امر علیاحضرت نداشت زیرا عملا امنیت زلفه حساس و برای علیاحضرت مهم بود.او از نزدیکان بسیار عزیز و از اشرافیان بابل بود که همراه علیاحضرت میماند.چند روز بعد زلفه توانست شرایط رفتن
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

سمیه هرمزی | نویسنده رمان
عزیز دل همراه بنده خیلی مشغله دارم و میونشون رمان رو می نویسم پارتها خیلی هم کوتاه نیست و من سعی می کنم هفته ای یکبار حداقل نوشته ها به حد معقول باشه.دو سوم رمان رفته و چیز زیادی نمونده.ممنون از صبوریتون
۲ سال پیشرزا
2هفته ای یه پارت داریم اونم سه چهارم پارت نوشته های تاریخی که اصلا به درد نخوره 😔
۲ سال پیشماهرخ
0خدا قوت منم داستان های زمان حال رو خیلی دوست دارم اما پارت های گذشته رو نه
۲ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
خب عزیزانی هم هستند که هر دو قسمت رو دوست دارند.به هر حال تم تاریخی بخشی از این داستان هست
۲ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
لفظ به درد نخور هر چند زیبا نیست اما نظرتون قابل احترامه .چه بسا عزیزانی هم هستند که هر دو قسمت رو دوست دارن
۲ سال پیشساناز
0🤎🩶🩵❤️💚💜💜🧡🤍💛💛
۲ سال پیشA-a
1ممنون زیبا بود خسته نباشید👌👏👏🌹
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Setareh
0رمان جذابیه ولی واقعا هفته ای یه پارت خیلی کمه پارت ها هم خیلی کوتاهن تا به خودمون میایم تموم شده...با همه اینا خسته نباشی نویسنده جان عالیه♥️