نرماندی به قلم مهتاب جهان فر
پارت هجده :
_ سهیل هست؟ بله سهیل هست ولی حیف که کسی نبوده به تو یاد بده کیشمیشم دم داره! سهیل! یه جوری هم حرف میزنه انگار اینجا خونه باباشه!
همانطور که زیر لب غر میزد، پوشهای را که به نام پیش قرارداد ذخیره شده بود باز کرد. تنها یک فایل داخلش بود که با فایل پرینت گرفتهش تفاوتی نداشت. کلافه از این که با وجود خستگی زیاد، کارش هم مدام گره میخورد، پوشهها را یکی یکی باز کرد تا شاید فایل مورد
لطفا صبر کنید...
