پارت صد و نهم :

زیر نظارت سفت و سخت نامی، هنوز در گلوی دریا مانده بود و دیگر تمایلی نداشت مقابل او بنشیند و بار دیگر بار سنگین نگاه او را تحمل کند. پس کنار ماه صنم می نشست و بهانه ی خوبی برای نرفتن جور می کرد. اینطوری برای جفتشان بهتر بود‌. هم نامی بعد از یک شب خسته کننده استراحت می کرد و هم دریا مجبور نبود آنچه تمایل ندارد به زبان بیاورد.

دیگ و دیگ بر، وسط حیاط خانه ی نظام آواره بود. سکوت سنگین شب Ù

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    🙏

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️