پارت هفتاد و نهم :


* زمان حال
زندان.

زن کلافه نفسش را بیرون فرستاد.چند نفر شانه های او را گرفته بودند و به زور وادارش کرده بودند ،زانو بزند.
_اسمت چیه؟
ابتدا به چشم های زن رو به رویش خیره شد .قصد نزاع نداشت و باید مدت حبسش را آرام وبی سرو صدا می گذراند.
_لیلام.
شمس دستش را بالا آورد و همین اشاره‌ی کوچک کافی بود تا سربازان همیشه مطیعش،لیلا را رها کنند.
_پس لیلایی...اسم قشنگیه.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    1

    وااای اون مادرش باز دیگه کیه که نمیاد ملاقات و لیلا که باز میخواد اون شیطان و ببینه. همه این ها تقصیر ملک خانومه😤 وکیل اش پس داره چیکار میکنه؟ همه چیز تو اون خونه مشخصه کبودی های لیلا زخم صورت اش درگیری🤦🏻 ♀️

    ۴ ماه پیش
  • بنفش علی

    0

    خیلی گناه داره دیگه لیلا واقعا این همه سختی رو شونه هاشه چقد زندگی سختی داشت بیچاره فقط باباش میاد دیدنش فکر میکردم بعد از اون یه ماه ملک نسا لاقل یکم نگران و دلتنگ و پشیمون بشه یکم صحنه های مادر دختری داشته باشیم ولی اون سنگ تر از این حرفاس

    ۷ ماه پیش
  • بنفش علی

    0

    چقد میتونه سنگ دل باشه ملک نسا من خودم مادر نیستم ولی ماداریی که دور و اطرافم دیدم قطعا اگه دامادشون یه ماه دختر رو زندانی میکرد میمردن برا دخترشون حالا اگه کارای دیگه فرهان نا دیده بگیریم فقط اون به ماه شکنجه رودرنظر بگیریم من به مامانم زنگ بزنم صدام یکم ناراحت باشه زود میفهمه از راه دور غصه میخوره

    ۷ ماه پیش
  • نشمین

    0

    چرا ماهیر سراغی از لیلا نگرفته نکنه اتفاقی افتاده

    ۱ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    عالی بود مرسی فرگل جونم مثل همیشه گل کاشتی عزیزم ❤️💋

    ۱ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    🥺🥺🥺😭😭از مادرش انتظار داشتم ولی از ماهیر نه😒😑

    ۱ سال پیش
  • Hadis

    0

    امیدوارم ماهیر تو این وضعیت بیخیال لیلا نشده باشه حداقل

    ۱ سال پیش
  • ساناز

    0

    🩵💜🧡🤍🩶💙🤎❤️💛

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    ماهیر ولش نمیکنه مطمئنم

    ۱ سال پیش
  • آسمان

    0

    الهی چقدر بد 😔

    ۱ سال پیش
  • ...

    0

    امید وارم ماهیر نمرده باشه وگرنه بعید بدونم ماهیر لیلا رو ول کنه.

    ۱ سال پیش
  • انا

    1

    انگارماهیر هم لیلارو فراموش کرده سراغی ازش نمی گیره فقط پدرش میاد دیدنش چه غم انگیز ه

    ۱ سال پیش
  • هستی

    0

    ممنون فرگل جان قشنگ بود امیدوارم اتفاقی برای ماهیر نیافتاده باشه

    ۱ سال پیش
  • راز

    0

    حالا من چطور تا شنبه صبر کنم

    ۱ سال پیش
  • راز

    1

    غم لیلا خیلی زیاده دلم نمیخواد ادامش بخونم از بس غمگینم برا لیلا

    ۱ سال پیش
کپی شد!