پارت صد و هفتم :

به خواست نامی، ملحفه ی روی پایش را پس زد. از تخت پایین آمد و صندل های تخت مجلسیش را پا کرد. ولی با احتیاط و پر از حس های ضد و نقیض. نامی مراقب بود که دریا زمین نخورد. سرش گیج نرود و تعادلش بهم نریزد‌. ولی دریا فقط و فقط مراقب خودش بود. مراقب خودش و تمام رفتارهای ناخواسته ای که ممکن بود از او سر بزند و حدس و گمان عصمت را به حقیقت نزدیک کند.
ماه صنم پایین تخت خودش روی زمین دراز کشیده بود. آرام

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️