ماه خاکستری به قلم زهرا خزائی
پارت صد و دوم :
چشممو بستم و با توانی که داشتم آه از ته دلی کشیدم:
_ موهامو زدن. شدم ارکا کچل!
وقتی جوابمو نداد پوزخندی زدم و گفتم:
-چرا جوابمو نمیدی؟ البته حق هم داری حتما میترسی تلافی شو سرت در بیارم.
دوباره صداش زدم ولی پاسخی نشنیدم، اخمی بین ابروهام قرار گرفت.
کم کم داشتم میترسیدم نکنه اتفاقی براش افتاده باشه؟
چندبار به در کوبیدم و گفتم:
-الین جوابمو بوده... لولو خور خوره که
لطفا صبر کنید...
