پارت صد و سی و نهم :

چشم هایم دو دو می زدند و گیج شده بودم. نمی دانستم باورش کنم یا این هم توهمی بیش نیست...
جلو آمد و دستش را مقابل صورتم تکان داد.
- عزیزم؟
به خودم آمدم و پلکی زدم و همین پلک زدن باعث شد اشکی از گوشه چشمم روی گونه ام بچکد.
آب دهانم را با مکث قورت دادم و جواب دادم: ها؟
با نگرانی که در چشم هایش بی داد می کرد، گفت: خوبی؟
سرم را آرام تکان دادم.
خوب نبودم، اصلا خوب نبودم... تا می آمدÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    9

    مگه میشه این همه شباهت حتما اون دختره یه ربطی به پدارم داره ویییی پری داشت خوب میشد باز بدبختیاش شروع شد😖

    ۶ سال پیش
  • گیسو

    0

    آخه عزیزم زندگی گذشته خیلی بی تاثیر نیست توی زندگی اگه واقعیت و نگاه کنیم بیشتر انوشا ست تا پری

    ۶ سال پیش
  • ####

    4

    اخ دلم به حال پریزاد میسوزه🥺

    ۶ سال پیش
  • دختر الماس

    5

    عام میتونه دختره پدرام باشه و بخاطر اینکه جون پدرام ب خطر نیوفته گفته نمیشناستش من اینجا با(H e s e l) موافقم اگه منم بودم تعقیبش میکردم

    ۶ سال پیش
  • نرگس

    6

    به نظرم اون دختر دختر پدرامه که اینقدر شبیهش هست اگه نبود حتما ربطی به پدرام داره وگرنه ممکنه بازم توهم زده باشه

    ۶ سال پیش
  • Hesel

    9

    من جای پریزاد باشم دختره رو تعقیب میکنم

    ۶ سال پیش
  • م

    7

    دختره پدرامه میشناسه بخاطری که جونش به خطر نیفته دروغ گفت

    ۶ سال پیش
  • E

    3

    امکان داره ولی من فکر کنم اون زنکی با پدرام داخل اتاق بود مهتاب بوده باشه یا اگه اون نبوده حتما دخترش بوده این حرفت با عقل جور در میاد

    ۶ سال پیش
  • م

    4

    نیمه گمشده پری همون پدرامه دیگه این همه از عاشقانه هاشون نوشته بعد بگین عاشقانه نیست.قصه عشق شونم زیباست

    ۶ سال پیش
کپی شد!