سنسار (سَنسار) به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت صد و سی و هشتم :
یکی از مانتو ها را انتخاب و تنم کردم و دو نفری از خانه بیرون زدیم.
هوای تهران ابدا نمی توانست جای هوای شمال را بگیرد، آن پاکی کجا و این همه دود و دم کجا!
سوار تاکسی شدیم و به همان پارک رفتیم. از فروشگاه کنار پارک چیپس و پفک و... خریدیم و دست پر با کلی نایلون بیرون آمدیم. در پارک کنار خیابان نشستیم و منتظر آمدنشان شدیم.
لباس هایمان را طوری انتخاب کرده بودیم که گشت گیر ندهد و بیچاره نشÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
دهه هشتادی
0یه حسی به من میگه شاید شبیه انوشا بوده باشه
۶ سال پیشHesel
9منم مثل خیلیا نظرم اینه ممکنه بچه پدرام باشه ولی پدرامی که این همه میگفت انوشا رو دوست داره چطور تونست فراموشش کنه و با یکی دیگه ازدواج کنه
۶ سال پیشنگار
5هر چقدر هم که دوسش داشته باشه توی ۱۸ سال طبیعیه که فراموشش کرده باشه
۶ سال پیشایلین
2😐توی ۲-۳ پارت قبلی اگه دقت کنی نوشته بود پدرام مجرده
۶ سال پیشنگار
3به خاطر شباهت زیاد که به پدرام داشته
۶ سال پیشدختر الماس
3عزیزم هرچقدر هم که شباهت داشته باشن نمیشه اینطوری بره تو شوک یا قبلا با این دختره دوس بوده یا دشمن حالا نمد 🙂✌️
۶ سال پیشدختر طبیعت
2اااااا یعنی این دخترو کی بوده نکنه همونی بوده که با پدرام پیش شهاب رفته بودند😋😒😁
۶ سال پیش@#&T
4دیگه این کیهههه...😬🙄😑 پارت عالیع مثل همیشه خسته نباشی نویسنده❤️
۶ سال پیشدختر الماس
4واوووو یعنی کی میتونه باشه 🧐با نگار و نرگس موافق نیستم پریزاد چطور میخواد دختر پدرام و بشناسه که اینطور بره تو شوک 😐✌️
۶ سال پیشآرام.
5ینی کی بود 😲
۶ سال پیشروبی
8ینی کی بود؟؟؟؟
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Nil_81
0یه چی خعلی مشکوکه!وقتی پریزاد اون مرده تو اتاقکو دید گفت خیلس پخته شده و بعد اون شب ک اون مرد بهش کمک کرد گفت بش میاد بیس سالش باشه.پس نه میتونه پدرام باشه نه هم پسرش چون مجرده!اما یه ربطی ب انوشاداره