مذهب عشق به قلم رویا ملکی نسب
پارت پنجاه و پنجم :
_ بهبه علی آقا. صفا آوردین!
_ ممنون. خوبی؟ خانم خجالتی چهطوره؟
لقبی درخور ارمغان بود. بس که سرخ و سفید میشد.
روشنا از مقابل در کنار رفت و دست دراز کرد: «بفرما تو از خودش بپرس.»
علی یاالله گفت و داخل شد. با ورودش موجی از گرما همراه بوی اشتهابرانگیز غذا به مشامش رسید. سبد کوچک گل را در دست جابهجا کرد. چند شاخه آنتریوم سفید و چند شاخه گل یخ؛ ساده و شیک.
روشنا نگاه روی سبد گل
مطالعهی این پارت حدودا ۲۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
❤🌸🍀
۱ سال پیشاهوk
1وای خدارو شکر که کاوه بهوش اومد..🌺🌺 فقط خدا کنه ارمان ادامه ی راه لادن نباشه
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
🌸🌸🌸❤
۱ سال پیشSanaz
3خدا کنه آرمان از کما رفتن کاوه سواستفاده نکنه و یه انگ دیگه به مهرتا نچسبونه و از چشم کاوه بندازتش😥از این مترسیم ..
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
کاوه چشماش بازه. گول دروغ و کلک رو نمی خوره
۱ سال پیشستایش
3رویااا تروخدا نزار ارمان کاری به زندگیشون داشته باشه به اندازه کافی غصه دارن
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
🤧🤧🤧
۱ سال پیشستایش
1بابت پارت ممنون
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
خواهش میکنم عزیزم
۱ سال پیشستایش
1دلم گرفتههههه
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
الهی😔
۱ سال پیشستایش
2رویا جون تروخدا سنگدل نباش بزار کاوه راه برههههه
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
چشم عزیزم
۱ سال پیشستایش
1خیلی وقیحی ارمان خییییللییییی
۱ سال پیشلاله
3چقد دلم میخواد یه اتفاق غیرمنتظره بیفته یه هیجان درست و حسابی که داستان ازین رو به اون رو بشه اخه قلمتون همه چیز رو قشنگ نشون میده مرسی،❤️
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
لطف دارین❤🌸
۱ سال پیشسمانه
2خدا رو شکر که کاوه به هوش اومد چون حتی با این حال هم همه یامید مهرتا هستش و واقعا در کنار لادن موند و خوی و رفتار های اون رو برداشته مثل اون بد جنس شده انشالله به زودی عقلش سر جاش بیاد و دست از سر اینا برداره
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
امیدوارم❤
۱ سال پیشمطهره
3کاوه بهوش اومد🥺😍ممنون
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
خوااااهش😍
۱ سال پیشام البنین
5خدا رو شکر که کاوه به هوش اومد ولی خدا کنه آرمان باعث آزار و اذیت زندگیشون نشه ویه خسته نباشید به شما نویسنده عزیز
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
ممنون عزیزم❤
۱ سال پیشاسرا
4باورنکردنی ارمان اینقدرتغییرکردوبلاخره کاوه بهوش امد🙏
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
خودخواهی می تونه از آدم یه دیو بسازه
۱ سال پیشماهرخ
4مرگ واسه لادن بزرگترین موهبت بود عذاب واقعی رو مهرتاش و کاوه دارن میکشن
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
زندگی همیشه سختتر از مرگه
۱ سال پیشنسترن
2زیبا بود.❤❤❤❤
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
ممنونم❤❤
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ررر
0خدا کنه کاوه خوب بشه