پارت نود و هشتم :

از صدای نفس‌های داوود و تغییر رنگ چهره‌اش، چشم آقا رهی هم به مهتاب افتاد و به دنبالش دایی بهرام و بقیه هم متوجه حضور او شدند.
مهتاب بی‌آنکه نگاهی به داوود بیندازد از کنارش رد شد اما به احترام آقا رهی و همراهانش ایستاد و آهسته سلام کرد.
آقا رهی نزدیک‏تر شد:
- سلام بابا جان! خیلی زحمت کشیدی که اومدی‌.
با «سلام باباجانی» که تحویل مهتاب داد حس آرامش را تا حدودی به او برگردانØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    1

    مریم بانوی خوش قلم خسته نباشی عزیزم قلمت عالی سلیقه واسه آهنگ عالی.دیگه حرفی برای گفتن نیست. همه چی تمومی.🙏🏻🌹❤

    ۱۱ ماه پیش
  • میم

    0

    ازکوزه همان برون تراود که دراوست،آدم ظالم ظلم می کنه وآدم بخشنده هم می بخشه اما توفیق بخشیده شدن نصیب همه نمشه،بعضیا غرورشون نمیذاره اعتراف کنن 💛🙏

    ۱ سال پیش
  • تارا

    2

    سلام وشبخیر به همه .درباره داستان نظری نمیدم امشب چون مث همیشه دوس داشتنی بودولی این روزا آرامش همیشگی رو ندارم و هرلحظه تنش و ناآرامی ایرانم قرار رو ازمن گرفته .به هرگوشه ی خونه ام و خانواده ام که نگاه میکنم اشک میریزم که چطور دل بکنم و برم.روزای سختیه.کاش تموم شه این بوی دود وآتش ومرگ.....

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    سلام تارای عزیز... این روزها حال ایران و ایرانی خوب نیست😔 اما انسان به امید زنده ست و به یاری خدا ما هم از این بحران عبور میکنیم

    ۱ سال پیش
  • لیلا

    2

    من دلم هر لحظه واسه یکی از شخصیتا میسوزه و خودمو جاشون میذارم طفلک مژگان خجالتیم هست

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله، مژگان هم مظلومه و هم خجالتی☺️☺️☺️

    ۱ سال پیش
  • ماهرخ

    2

    خدا قوت ممنون توی این شرایطم با قلم زیبات لحظاتی ذهنمونو از اخبار منفی دور میکنی با اینکه سیاوش خیلی شخصیت دوست داشتنی هست برعکس اتیه اما بیش از حد از خودگذشتگی داره من شخصا با اینکه ادما تحت هر شرایطی فرصت بخشیده شدن دارن مخالفم اینکه تا قدرت داشتی تازوندی حالا ک زاری طلب بخشش کنی بی فایدست

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    من هم ممنونم از شما🌺🙏.. امیدوارم حال خودتون و خانوادتون خوب باشه... البته که من به تعداد کارکترها، شخصیت پردازی کردم و هر کدوم اخلاق منحصر به فرد دارن تا قابل تفکیک باشن، اما با نوشته ی شما موافقم. به شخصه اگر ظلمی متوجهم بشه، معمولا میبخشم اما جایگاه اون شخص برام دیگه مثل سابق نمیشه

    ۱ سال پیش
  • لیلا

    2

    بمیرم واسه مهتاب چه زجری کشید تا خودشو سرپا نگهداره😭😭

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️